بنام خدا
چرا آفریقا برای کشورهای امپریالیستی غربی مهم است؟
یکی از مصادیق اهمیت آفریقا برای غرب دخالت آنها در ساحل عاج و سرنگونی رژیم حاکم لوران با گبو و جایگزین نمودن وی توسط یک رئیس جمهور طرفدار غرب بنام السان و اتارا توسط یک انتخابات ریاست جمهوری تشریفاتی بود.
بایستی ذکر نمود که کاخ ریاست جمهوری در ساحل عاج در شهر ابیجان پشت به پشت سفارت فرانسه قراردارد و حتی یک تونل زیرزمینی از این کاخ به سفارت فرانسه حفر شده و جهت تردد در موارد اضطراری تعبیه شده است.
اما صراحتاً بایستی گفت حضور ارتش فرانسه در آفریقای فرانسه زبان امری است قدیمی که به دوران استعماری این کشور تاکنون بر می گردد. ارتش فرانسه همیشه در کشورهای الجزایر ، چاد ، جیبوتی ، گابن ، آفریقای مرکزی، رواندا و دیگر کشورها دخالت نموده است این دخالت فرانسه در آفریقا به یک دکترین قدیمی بر می گردد که مبتنی بر ممانعت از ترویج کمونیسم در افریقاست واین ماموریت به پاریس احاله گردیده تا بعنوان ژاندارم دنیای آزاد نقش خود را در بخشی از قاره آفریقا ایفا نماید.
اوضاع و احوال تغییر نموده است و از زمان پایان جنگ سرد، قاره آفریقا صحنه یک منازعه جهانی برای منابع معدنی و کانی آن بوده است که می توان از : دریاچه های بزرگ در مغرب و شاخ آفریقا ونیز تمام آفریقای غربی تا آفریقای مرکزی یاد نمود .
جنگی جهانی در قاره آفریقا برای تامین مواد اولیه کارخانجات کشورهای اروپایی و آمریکایی
بر اساس یک تفکری که عمدتاً پذیرفته شده ومنشا برده داری برای غرب بوده است ، قاره آفریقا از لحاظ زمین شناسی یک افتضاح زمین شناسی بوده است و منشا اولیه تمام بدبختیهای دنیاست.
اما با این وجود منابع معدنی در آن وجود دارد که از دیدگاه شرکتهای چندملیتی و کشورهای قدرتمند این منابع مثل نفت ، گاز ،آهن ، طلا و دیگر ثروتهای آن بی مانند و بی نظیر می باشند، مسلماً از دیدگاه غربیها قاره آفریقا و نه مردم آفریقا برای اقتصاد دنیا بسیار مهم هستند.
دنیا بخش بسیار مهمی از منابع نفتی خود را ازاین قاره تامین می نماید و مردم این قاره عمدتاً از این منابع خدادادی بی بهره هستند و به دلایل اجتماعی اکثراً به کشورهای دیگر مهاجرت می نمایند.
البته برای بسیاری از آفریقایی ها مهاجرت به غرب تنها راه حل برای یک زندگی تقریباً عادی است ،حتی اگر این مهاجرت به قیمت جان آنها تمام شود وانگهی ، کشورهایی مثل فرانسه و یا کشورهای اروپایی و یا ایالات متحده آمریکا اگر این پدیده مهاجرت بصورت داخلی در قاره آفریقا صورت گیرد بسیار ناراحت و نگران می شوند. خصوصاً وقتی که کشورهای منطقه غرب قاره آفریقا به طرف کشورهای دیگر قاره آفریقا که دارای تولید ناخالص داخلی قوی و نستاً بالایی باشند مهاجرت کنند این امر آنها را نگران می کند، همانند گابن که بسیاری از دیگر کشورهای قاره آفریقا به آن روی می آورند ، یا کارگران بورکینافاسویی یا لیبریایی که به ساحل عاج مهاجرت می کنند و ….
فقر و بدبختی اکثریت مردم کشورهای آفریقایی بخاطر وجود فراوان مواد اولیه و کانی در کشور آنهاست مردم قاره های دیگر بخوبی می دانند که در سرزمین آفریقا بیش از ۳۰% ، از ذخایر معدنی کره زمین وجود دارد..
این میزان منابع در قاره آفریقا بسیار جالب توجه است از جمله ۸۰% از منابع کلتان (مواد اولیه که برای ساخت باطریهای تلفنهای همراه بکار می رود)، ۹۰% پلاتین دنیا، ۵۰% یاقوت دنیا، ۴۰% طلای دنیا ، بیشترین منابع نفت و گاز دنیا و ….
بنابراین اعزام نیروی نظامی و یا تشدید نمودن درگیریها در این قاره و یا شنود کلیه مکالمات مقامات دولتی الجزایر توسط فرانسویها و ترور و کشتن رؤسای جمهور در این قاره در اثر کودتا یا جنگهای داخلی از جمله کشتن رئیس جمهور غیرقابل کنترلی مثل لوران باگبودر ساحل عاج،یا حمله به لیبی و کمک به شورشیان برای سرنگونی قذافی ، بدین ترتیب معنا دارمی گردد.
برخی تردید نمی کنند و ابراز می دارند که بایستی بتدریج آفریقایی ها را که شایستگی این ثروتها را ندارند و بعنوان یک نژاد پست انسانی به شمار می روند از بین برد ، و این در واقع مبانی تبعیض نژادی ژئوپلتیکی جهانی است.
نیروهای نظام خارجی برای چه کسی در آفریقا حضور دارند؟ و در آنجا چه می کنند؟
ششمین فرماندهی نظامی ایالات متحده آمریکا در آفریقا (آفریکوم) در اشتوتگارت آلمان مستقر شده است.
این نیروی فرماندهی اختصاص به آفریقا ( به جز کشور مصر) دارد و وظیفه آن تجهیز وبستر سازی بازگشت مستقیم ایالات متحده آمریکا در موارد آشوب از جمله در عملیات (Restore hope) بازگشت امید، در سومالی در سال ۱۹۹۲ میلادی بود.
بخاطر بی کفایتی و بی اثر بودن اتحادیه آفریقا و بویژ کمیسیون آفریقا در جهت ایجاد یک نیروی قاره ای صلح در آفریقا و افزایش شرکای نظامی واشنگتن در این قاره ، این قاره در حال حرکت به سوی آمریکایی شدن امنیت قاره آفریقا است.
و بخاطر همین برای مثال بخوبی می توان درک کرد که چرا روسای جمهوری آمریکا ، بارک اوباما و یا فرانسه نیکلاس سارکوزی چرا عجله در ازگردونه خارج نمودن لوران باگبو به نفع السان واتارا در ساحل عاج داشتند .
نیروی نظامی ایالات متحده آمریکا برای کنترل آفریقا (افریکوم ) در سه منطقه اصلی در قاره آفریقا تمرکز دارد : منطقه ساحل ( و حتی ساحل عاج که از این منطقه زیاد دور نیست) شاخ آفریقا در نزدیک اقیانوس هند، که پذیرای تنها پایگاه نظامی دائمی آمریکا در آفریقاست و حدود دو هزار نظامی در جیبوتی هستند (ارتش فرانسه دیگر توانا در جلوگیری از اشاعه وحشت از غربیها یا اشاعه تضاد با غربیها نیست) و منطقه سوم، خلیج گینه که بایستی تا سال ۲۰۲۰ بیش از ۲۵% از نیازهای ایالات متحده آمریکا به نفت را تامین کند .
از کشور آنگولا تا گینه کوناکری با عبور از ساحل عاج یا گابن، منابع بسیار زیادی در این منطقه از آفریقا مطرح هستند ، و به خاطر همین لوران باگبو در ساحل عاج نیز همانند جوناس ساویمبی در لواندا ،( آنگولا) بعنوان یک دولت کمونیستی از گردونه قدرت حذف شدند و در این اثنا نیز شاهد سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ نیز بودیم.
امروز القاعده در منطقه مغرب حضور دارد و آیا فردا آن ها در آفریقای زیر صحرا حضور پیدا خواهند نمود؟
لوران باگبو بعنوان یک عامل فشار از ارتش فرانسه و نیروهای سازمان ملل درخواست نمود که ساحل عاج را ترک کنند و سر نوشتش منجر به سقوط از عریکه قدرت گردید و در واقع وی نیز به سرنوشت همتای آنگولائیش ژوناس ساویمبی دچار شد که در واقع قتل او بخاطر مسائل ژئو پولتیکی این منطقه آز آفریقا بود .
مرگ وی نیز مانع از حضور گروه القاعده در منطقه مغرب عربی نیست و آنها از ساحل عاج تا کامرون بدنبال جذب نیرو هستند و حتی در جستجوی منابع مالی در گابن می باشند.
نبایستی از نظر دور داشت که منطقه ساحل بالای صحرای آفریقا در سال ۲۰۰۴ هدف مبارزات ضد تروریستی و مشارکت غیر مستقیم آمریکائیها با حضور در عملیات چهار کشور علیه گروه سلفی الجزایری بود
هیلاری کلینتون تاکید کرد که اسلامگرایی رادیکال بعنوان دشمن جدی ایدئولوژیک و نظامی ایالات متحده آمریکا در منطقه قاره آفریقا گردیده است .
هیلاری کلینتون حتی در ۱۴ ژانویه ۲۰۰۹ در برابر کمیسیون امور خارجی سنای آمریکا اعلام کرد که در قاره آفریقا، اهداف سیاست خارجی دولت اوباما ریشه در منافع امنیتی سیاسی ، اقتصادی و بشردوستانه ایالات متحده دارد.
برای همین ما شاهد این هستیم که رئیس جمهوری وقت ساحل عاج لوران باگبو بازوی آهنی سیاسی خود را بکار می گیرد و ارتش فرانسه را که جزئی از نیروی بازدارنده در کشور ساحل عاج بحساب می آید از ساحل عاج بیرون میکند و غربیها که به ساقط نمودن وی دل بسته اند ،السان واتارای مسلمان معتدل را جایگزین وی می کنند .
معمر قذافی نیز بعنوان رهبر کشور لیبی اظهار می داشت که اتحادیه آفریقا بایستی مجهز به یک ارتش یک میلیونی از کشورهای مختلف قاره آفریقا گردد تا بتوانیم قاره آفریقا خود گرا امن و باثبات شود و دیدیم نتیجه این شد که توسط نیروی مخالف و با پشتیبانی ناتو در پایان ماه اوت ۲۰۱۱ سقوط نمود.
هر آفریقایی بطور قانونی حق دارد که سوال نماید، نیروهای فرانسوی یا سازمان ملل متحد در آفریقا چه می کنند آیا وظیفه آنها چیزی جز تامین امنیت دسترسی به منابع عظیم معدنی آفریقاست آیا کسی جز خود آفریقائیها می توانند به فکر ثروتمند شدن خود باشند آیا بایستی از غرب طرفدار القاعده دفاع نمود بعضی متحدین غربی کشورهای افریقایی و یا خود کشورهای غربی بطور پنهانی تروریستها را تامین مالی می نمایند .
در حقیقت هنوز این بحث وجود دارد که در قرن ۲۱ میلادی ،برای جامعه جهانی غیرقابل قبول است که قاره آفریقا با داشتن این خیل منابع انسانی جوان و منابع فراوان اولیه در فقر و فلاکت به سر برد .
در سی سال آینده هیچ ارتشی در دنیا نمی تواند در برابر خیل جوانان آفریقا بایستد تا آنها به یک زندگی خوب و مطلوب دستیابی پیدا نکنند.
بنابر این نتیجه می گیریم که کشورهایی مانند ایران اگر قصد دارند در روابط اقتصادی خود با قاره افریقا موفق باشند بایستی تجدید نظر اساسی در این روابط بنمایند چونکه تاکنون تمام اقدامات ایران در زمینه روابط تجاری اقداماتی تاکتیک گونه وحتی نازلتر از روابط تاکتیکی تجاری –سیاسی بوده است.
در درجه اول با یستی روابط باکشورهای مسلمان افریقایی در اولویت قرار گیرند بعد از ان کشورهایی که سابقه ضد استعماری دارند وتشنه روابط با کشورهای انقلابی وضد امپریالیستی همچون ما می باشند در اولویت قرار داده شوند و در نهایت کشورهایی که مردم انها چشم امید به ملت ایران دارند ولی دولتهای انها چندان تمایلی به توسعه روابط بصورت رسمی ندارند این توسعه روابط از طریق سازمانهای غیر دولتی وخصوصی فیما بین گسترش یابد .
تالیف مجید قربانی فراز
سپاس از مطالب بسیار مفید شما. به امید ساخت فردایی بهتر در جهانی بدون جنگ